از گذر این ثانیه های مرموز
سر در نیاورده
تابه حال کسی ندانسته یک ثانیه معمولی...همان که قد یک تیک شنیدن است
چرا گاهی قد یک عمر طول میکشد و چراگاهی قدر یک مولکول؟!
برای مثال
حالا که میدانم حداکثر مدت زمان خوابت 75 دقیقه است
و درست نمیدانم از چه ساعتی حرکتت را حس نکرده ام
و فقط میدانم دلم شدیدا تنگ شده گویی یک ماه است هیچ حرکتی حس نکرده ام
و بی صبرانه به پهلوی چپم دراز کشیده و دستم را روی دلم میگذارم به امید یک پرش کوچک
چرا هر دقیقه اش پنج دقیقه میگذرد و اصرار دارد انقدر زود بشود 75 دقیقه؟
یا مثلا
میگویند سزارین خیلی راحت است...ما که پشت در بودیم ده دقیقه ایی صدای بچه را شنیدیم
این وسط کسی چه میداند ان دقیقه ها برای شمایی که پشت در اتاق عمل ایستاده ایی و گاهی حواست پرت میشود به رهگذرها.. پرستارها یا خوش و بش ها
اصولا چند وقت گذشته و برای مادری که داخل فضای یخچال مانند اتاق عمل خوابیده وعریان شده ..هزار جور شلنگ و دم و دستگاه و حتی دستگاه شوک برا ی احتیاط بالای سرش ایستاده و جلوی چشمانش پارچه سبز انداخته اند تا نداند چه بلایی سرش می اید و فقط میداند ان طرف پارچه رنگ قرررررمز خوووووون است که بر فضا حاکم است وفضای داخل شکمش پیداست چندین هزاران دقیقه گذشت؟
منکرنیستم
تا کنون زنان بسیاری... گذر این ثانیه های هرچند سخت و وحشت اور را به جان خریده اند
تازه ادعا هم میکنند که می ارزد... و حتی حاضرند همه نه بلکه بیشترش راهم به جان بخرند برای یکبار دیگر مادر شدن و بوییدن ان عطر بهشتی ثانیه های اول کودکشان!!!!
........
من
از همین حالا میدانم... این زندگی شیرین که تا به حال پنج سالش قدر پنج روز طول کشیده... به علاوه تو که بشود... چند روز طول خواهد کشید
هر چند اگر با تمام وجود دعا کنم کاش قدر پنج دقیقه اخر زنگ مدرسه طول بکشد بازهم
این ثانیه ها کار خودشان را بلدند
اصلا طبیعتشان همین است
که
در وقت عزا و غم و دلکندن و دوری و مسافرت و نگرانی خودشان را بزرگتر جلوه دهندن
و در وقت شادی و سرخوشی و..... بشوند قدر یک شپش
دمی از او...همین حوالی... ...
ما را در سایت دمی از او...همین حوالی... دنبال میکنید
برچسب: ایستگاه های مترو,ایستگاه سایت,ایستا روستای, نویسنده: بازدید: 64